فاز متر
پویش فاز متر

چهره جدیدی که فاز از نوجوانان نشان داد

1010

«فاز» عنوان مستند مسابقه‌ای از تولیدات مرکز اوج کودک و نوجوان است که این شب‌ها پخش آن از شبکه دوم سیما جریان دارد. برنامه‌ای با محور نوجوانان که می‌خواهد در قالب یک مستند مسابقه پرفراز و نشیب از یک‌سو نوجوانان را با فرهنگ مسئولیت‌پذیری آشنا کند و از سوی دیگر مبلّغ فرهنگ اعتماد به نوجوانان در میان بزرگسالان باشد.

شاید همین ایده جالب توجه باشد که باعث می‌شود، تجربه حضور در فاز، تجربه‌ای منحصر به فرد برای تک تک شرکت‌کنندگان در این مسابقه باشد. تجربه‌ای که ما قصد داریم بخشی از آن را در گفتگو با تعدادی از شرکت‌کنندگان این مسابقه و در قالب این گزارش برای شما روایت کنیم.

فاز به من یاد که دغدغه‌مند باشم

فاطمه بزی نوجوان 16 ساله زاهدانی است . او در ارتباط با تجربه حضور در «فاز» و تاثیری که در زندگی‌اش داشته، گفت: «تجربه فاز یک تجربه خیلی عالی برای من و همه دوستانی بود که در این مسابقه حضور پیدا کردیم. ما توانستیم در مقابل دوربین دغدغه‌های خودمان را بیان کنیم. فاز به من یاد که دغدغه‌مند باشم. در مواجه با هر مسئله‌ای سریع از کنار آن عبور نکنم بلکه نگاهم به جامعه یک نگاه کنشگرانه و نقادانه باشد.» بزی که پس از حذف در فصل پنجم حالا با یکی از شرکت‌کنندگان زنجانی این مسابقه، هم گروه و یا به اصطلاح فازی‌ها «هم‌فاز» شده است؛ سختی‌های کار از راه دور با همگروهیش را این‌گونه توضیف کرد: «فاصله ما خیلی زیاد بود و نمی‌شد به شکل حضوری با هم در ارتباط باشیم ولی سعی کردیم از طریق تلفن و شبکه‌های اجتماعی با هم در ارتباط باشیم ولی خدا را شکر، تعامل ما خیلی بود و من از این همکاری خیلی راضی بودم

فاز کلیشه نیست

رضوانه طیبی‌نیا یکی دیگر از نوجوانان فازیست که با او هم صحبت شدیم. او در ارتباط با تأثیر فاز بر زندگی‌ شخصی‌اش گفت: «تجربه فاز خیلی در من اثر داشت. من قبل از فاز خیلی غر می‌زدم و برای حضور در مقابل دوربین استرس داشتم ولی الان یاد گرفتم آن را کنترل  کنم.» طیبی‌نیا در ادامه درباره تغییری که فاز در نگاهش نسبت به مشکلات پیرامونش گذاشت، گفت: «فاز واقعاً کلیشه نیست. فاز کاری کرد که من سعی کنم واقعاً به اطرافم توجه کنم و سعی کنم خودم برای حل شدن این مشکلات راه‌حلی پیدا کنم. ما پیش از این در مدرسه فقط یاد می‌گرفتیم که باید فقط درس بخوانیم ولی تجربه حضور در فاز تجربه خیلی متفاوتی بود که باعث شد تجاربی را به دست بیاورم که می‌دانم در آینده به درد من خواهد خورد

ماجرای ثبت نام فاز در صبح زود!

در میان شرکت‌کنندگان فاز نوجوانان کم سن و سال‌تری هم حضور دارند، محمدفاضل کرمی نوجوان 13 ساله‌ایست که از قزوین در این مسابقه شرکت کرده است. کرمی که به نسبت سن و سالنش به شدت باهوش و حاضر جواب به نظر می‌رسد درباره چگونگی ورودش به این مسابقه می‌گوید: «من خواهرزاده‌ای دارم که در تابستان به دنیا آمده بود و شب‌ها در خانه ما تا صبح بیدار بود. من هم یک شب در حالی که در کنار خواهرزاده‌ام بیدار بودم، ساعت 6 و نیم صبح به طور اتفاقی تیزر فاز را دیدم و ساعت 7 و نیم سه بار (با سه آیدی مختلف) در سایت فاز ثبت نام کردم!» وقتی در ارتباط با تجربه حضور در فاز و بازخوردی که از این حضور در میان اطرفیانش گرفته، از او می‌پرسم، این‌گونه جواب می‌دهد: «بازخورد اطرافیانم درباره حضور من در این مسابقه خیلی خوب بود. البته چون همه ما کم‌تجربه و خام بودیم و گاهی بعضی از حرف‌هایی را نباید می‌زدیم ولی زدیم؛ کمی هم بازخورد منفی در میان اطرفیانم داشت.» فاضل درباره نکات مفیدی که از فاز برای زندگی شخصی‌اش یاد گرفته، گفت: فاز به من یاد داد باید کاری را که به من می‌سپارند به شکلی کامل و بدون ایراد و با برنامه‌ریزی انجام بدهم

چهره جدیدی که فاز از نوجوانان نشان داد

یکی از ویژگی‌های جالب توجه فاز حضور نوجوانانی از شهرهای مختلف در این مسابقه است. رویه‌ای تازه که معمولاً در اغلب مسابقه‌های تلویزیونی دیده نمی‌شود. هستی زارع یکی دیگر از نوجوانان حاضر در این مستند مسابقه است که از شیراز در این مسابقه حضور پیدا کرده است. زارع در پاسخ به اولین سؤال ما در ارتباط با آموخته‌هایش از حضور دراین مسابقه گفت: «فاز به من یاد داد که مدیر نباشم و با بقیه بسازم. من در فاز مجبور شدم تا تجربه‌های جدید و گاهی متناقض را پشت سربگذارم که اتفاقاً برایم جذاب بود. تجربه انجام کارهایی که شاید یک نوجوان کمتر فرصت تجربه آن را به دست آورد.» وقتی از او می‌خواهم کمی در مورد بازخوردهای حضورش در فاز را در جمع دوستان و اقوامش تعریف کند، با خنده می‌گوید: «بازخوردها آن‌قدر خوب است که در بین اطرافیان همه از سه‌شنبه تا جمعه ساعت 19 جلوی تلویزیون نشستند و منتظر شروع فاز هستند! همه از آن استقبال کردند؛ مثل این می‌ماند که یک چهره جدید از همه بچه‌ها (منظور نوجوانان شرکت‌کننده در مسابقه است) به خانواده و اطرافیان ما نشان داده می‌شود

نگاه همراه با احترام اطرافیان به فازی‌ها

در کنار نوجوانان که از شهرهای جنوبی کشور به فاز آمده‌اند، اهالی شمال کشور هم در این مسابقه نمایندگانی دارند. سیدمسیح مسیح‌پور نوجوان بابلسری است است که در این مسابقه حضور دارد. مسیح‌پور در ارتباط با بازخورد حضورش در میان اطرافیانش می‌گوید: «بعد از پخش فاز خیلی‌ها به ما به چشم یک آدم نخبه نگاه می‌کنند، البته در حقیقت نیستیم ولی یک حس احترامی پشت آن نگاه وجود دارد.» وقتی از او درباره تاثیراتی که حضور در فاز برای او داشته پرسیدم، گفت: «بزرگ‌ترین مزیت حضور از نظر من، آشنایی با افرادی جدید بود. افرادی که می‌توانند در زندگی عادی و در رویکردهای استارتاپی ما کمک‌مان کنند

ایجاد حس مسئولیت نسبت به جامعه بزرگ‌ترین تأثیر فاز

مهدی برزگر جوان 16 ساله‌ای است که به نمایندگی از اهالی یزد در این مستندمسابقه حضور پیدا کرده است. بزرگر از همان ابتدا با با مرور تجربه‌های تازه‌ای که در فاز با آن روبرو شده است، به کارهایی مثل تجربه تدوین فیلم و ساخت سایت اشاره می‌کند که در این مسابقه به طور جدی با آن مواجه شده است. برزگر در ادامه درباره آشنایی با دوستانی از شهرهای دیگر که امکان آن به واسطه حضور در این مسابقه برای آن‌ها رقم خورده است؛ گفت: «خیلی خوب است که با می‌توانی با بچه‌هایی از شهرهای دیگر که هرکدام فرهنگ و لهجه خودشان را دارند، آشنا شوی.» وقتی از او می‌پرسم که نگاه تو نسبت به جامعه قبل و بعد از حضور در فاز تا چه اندازه تغییر کرده، چند ثانیه‌ای تأمل کرد و پاسخ داد: «به نظرم بزرگترین تغییری که بعد از حضور در این مسابقه در من ایجاد شد، احساس مسئولیتم نسبت به جامعه بود. واقعاً الان سعی می‌کنم که در مواجه با موضوعات مختلف مثل یک کنشگر اجتماعی به آن نگاه کنم

تقصیر تدوینگران است

هر چند که در میانه گفتگوی ما با برخی از بچه‌ها چند باری به دلیل اینکه بچه‌ها باید برای ضبط قسمت‌های مربوط به آن‌ها، آماده می‌شدند؛ گفتگوهای ما نیمه‌کار ماند ولی بالاخره در وسط این رفت و آمدها فرصتی شد تا با خوشان امیرحسین طاهری نوجوان  17 ساله زنجانی هم گپ و گفتی داشته باشیم. امیرحسین که معلوم است دل پری از تدوینگران این مستندمسابقه دارد، در مواجه با سوالی در ارتباط با تأثیر فاز بر زندگی‌اش می‌گوید: «اول تأثیر مثبت آن را بگویم یا تأثیر منفی آن را؟» وقتی از او می‌خواهم با هر کدام که خود راحت‌تر است شروع کند، می‌گوید: «تأثیر منفی فاز برای من این بود که تدوین کار به شکلی انجام شد که باعث شده شخصیت من و بقیه بچه‌های پسر بد دیده بشود. تأثیر مثبت آن هم این بود که در کنار یاد گرفتن بیشتر کار گروهی، فهمیدم که کنشگری اجتماعی چیست و چطور باید کار کنیم که بتواینم برای جامعه مفید باشیم.» دلخوری امیرحسین از تدوینگران فاز را وقتی بیشتر متوجه شدم که درباره بازخوردهای کار د میان اقواکم و فامیل از او سؤال پرسیدم که گفت: «بازخوردهای منفی که در میان اطرافیانم درباره حضورم در این مسابقه به من رسید این بود که کارگروهی من ضعیف است که این هم باز به تدوین کار بازمی‌گردد

فرزند ایران زمین باید واقع‌گرا باشد

نیایش صفایی دختر 14 ساله اراکی یکی دیگر از کسانی بود که به سراغ او رفتیم و درباره تجربه حضور در اولین مستندمسابقه ویژه نوجوانان با او صحبت کردیم. صفایی قبل از هر چیزی برای توصیف تجربه حضور در فاز، با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی خود که دختری آرام و بی‌سروصداست، گفت: «اما من در فاز این‌گونه نبودم. فاز این اعتماد به نفس را به من داد که به طور کامل به اطرافم نگاه کنم. علاوه بر این فاز توانست به ما نشان دهد در جامعه گروه‌های مختلفی وجود دارد که این گروه‌ها باید با هم و در کنار هم برای پیشرفت جامعه کار کنند.» وقتی از صفایی پیرامون بازخوردهای اطرافیان درباره حضور در این مسابقه پرسیدم، گفت: «در خانه حالا جور دیگری به ما نگاه می‌کنند. تو فرزند ایران زمین هستی و باید واقع‌گرا باشی

آشنایی با فرهنگ‌های مختلف در فاز

زینب باریکانی آخرین نفری است به گفتگو با او نشستیم تا صحبت‌هایش را به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان در مستند مسابقه فاز درباره این مجموعه بشنویم. وي که دختری 16 ساله است، درباره تجربه حضور در فاز گفت: من اصلاً فکر نمی‌کردم تجربه حضور در این مسابقه آن‌قدر اثرگذار باشد. یعنی زینب قبل از حضور در فاز با زینب بعد از آن، کاملاً با هم متفاوت است. تجربه‌هایی که ما در مسیر ساخت مستند و یا جمع کردن امضا برای طومار به دست آوریم، خیلی فوق‌العاده بود.» از باریکانی که از اهالی شهر تهران است، درباره تجربیاتی که در همکاری با نوجوان‌هایی از شهر دیگر به دست آورده سؤال کردم و او گفت: «این که باید با بچه‌هایی از شهرهای مختلف همکاری می‌کردیم، واقعاً جالب بود. مثلاً یکی از بچه‌ها اصفهانی بود و همان روز که در جمع حاضر شد تأثیر خود را بر بقیه گذاشت و از همان روز همه بچه‌ها لهجه اصفهانی گرفتند (می‌خندد)! یا مثلاً بچه‌هایی که به شهرهای خود می‌رفتند، وقتی برمی‌گشتند از آنجا با خود سوغاتی می‌آوردند و ما با فرهنگ شهرهای مختلف آشنا می‌شدیم

{{ message }}

{{ 'Comments are closed.' | trans }}