فاز متر
پویش فاز متر

نوجوان ها را زیر نورافکن «فاز» ببینید

IMG 3465

مصاحبه با مدیر مرکز اوج کودک و نوجوان درباره مستند مسابقه «فاز»

بیش از یک ماه است که مستند مسابقه «فاز» محصول مرکز اوج کودک و نوجوان از شبکه دو و شبکه امید در حال پخش است. مسابقه­ای که با نگاه ویژه و متفاوتی به سراغ نوجوانان رفته است و در همین مدت کوتاه اثبات کرده است به دنبال هدف هایی فراتر از یک مسابقه تلویزیونی است. به همین بهانه به سراغ مدیر مرکز اوج کودک و نوجوان جناب آقای ملتجی رفتیم تا با اهداف کلان این مرکز در زمینه تولیدات فرهنگی ویژه نوجوانان و علت ورود به این حوزه و ساخت مستند مسابقه «فاز» بیشتر آشنا شویم. با هم این گفتگو را مرور می کنیم:

 

*به عنوان اولین سوال بفرمایید ایدۀ اولیۀ پروژه فاز چگونه شکل گرفت و مرکز اوج کودک و نوجوان با چه رویکردی به این عرصه ورود پیدا کرد؟

 ماجرا به بهمن 1395 و شروع کار من در مرکز اوج کودک و نوجوان برمی­ گردد. با توجه به رسالتِ جدیدی که با کمک بیش از 50 کارشناس عرصه فرهنگ و هنر برای مرکز طراحی و منجر به تدوین یک سندِ کلان شده بود پروژه هایی تعریف شد که یکی از آنها مستند مسابقه «فاز» بود.

ما در این سند توانستیم مخاطب مرکز را تعریف کنیم و با جمع­ بندی­ها، مذاکرات و کارشناسی­­های مختلفی که صورت گرفت؛ اولویتمان را روی مخاطب نوجوان قرار دادیم؛ یعنی اگر ما سه دسته خردسال، کودک و نوجوان داشته باشیم قرار بر این شد که مرکز اوج کودک و نوجوان، تمرکز اصلی خود را روی نوجوانان قرار دهد که البته دلایل متعددی دارد که مهمترین آن خلایی است که در این حوزه وجود دارد و کمتر به این ردۀ سنی پرداخته شده است. البته نمی­ خواهیم بگوییم به آن دو دوره نباید پرداخت اما با توجه به اینکه مساله فعالیت برای نوجوانان مغفول مانده بود تصمیم براین شد که در یک طرح سه ساله مرکز اوج کودک و نوجوان 70 درصد از توانش را در حوزه نوجوان صرف کند.

مسالۀ دوم این بود که ما یک محور اصلی محتوایی برای تولیدات­مان تعریف کنیم. تصمیم بر این شد که قابلِ اعتماد بودن نوجوانان محور اصلی تولیدات مرکز اوج کودک و نوجوان شود. اینکه نوجوان را قابل اعتماد بدانیم، شخصیتش را به رسمیت بشناسیم و باور داشته باشیم دورۀ بلوغ و رشد فردی در دورۀ نوجوانی اتفاق می افتد. تجربه هم نشان داده است هر جایی که به نوجوان اعتماد شده است و کار را دست خودشان سپرده اند نوجوانان موفق عمل کرده اند. البته طبیعتاً به دلیل کم­تجربگی شاید صددرصد آن چیزی که باید حاصل نشود اما به دلیل انرژی‌‌‌ و انگیزه‌ای که نوجوان دارد، اگر به او اعتماد شود و خودش را در جایگاه تصمیم‌گیری ببیند، کار را به نتیجه می‌‌‌‌رساند. در تربیت نوجوان هم موضوعی که برایمان مهم است و به آن رسیده‌ایم، این است که باید به نوجوان اعتماد کرد. البته مسیر را باید برای نوجوان مشخص و هموار کرد و لوازمش را در اختیارش قرار داد؛ اما خودش باید تصمیم بگیرد و در آن مسیر حرکت کند. تجربه هم نشان داده است این مدل و این سبک از نگاه و تربیت حتماً موفق­تر است تا اینکه بخواهیم به آن ها اجبار کنیم یا اینکه اصلاً رهایشان کنیم؛ بنابراین رویکرد اصلی مرکز اوج کودک و نوجوان بر اساس قابل اعتماد بودن نوجوان شکل گرفت یعنی هر محصولی که تولید می­شود یا هر خروجی­ که داریم با این نگاه طراحی و تولید شده است که فاز هم یکی از این خروجی هاست.

قبل از اینکه به صورت تخصصی تر وارد پروژه فاز شویم؛ درباره این قابل اعتماد بودن نوجوان قدری بیشتر توضیح می دهید؟ یعنی شما پذیرفته اید که نوجوان هر کاری که انجام می­ دهد درست است یا اینکه قرار است یک اعتماد به نفسی به نوجوانان بدهید؟

بحث هر کاری نیست؛ اعتماد به نفس کاذب هم نیست. یک چیزی بین این دو است. یعنی اولاً بپذیریم که با یک انسانی روبرو هستیم که صاحب فکر است، صاحب فهم و شعور است که شاید سلیقه متفاوتی دارد اما باید او را به رسمیت شمرد.

 وقتی آن را به رسمیت شمردیم آن وقت یک دیالوگی بین شما و نوجوان برقرار می­شود که خروجی این دیالوگ و نتیجه­ای که حاصل می ­شود قطعا نتیجۀ مثبت­ تری نسبت به سایر روش ها خواهد بود.

خود این اعتماد کردن به نوجوان هم دو منظر دارد. یک منظرش این است که نوجوان باید این باور در درونش باشد، دوم اینکه بزرگترها این باور را بپذیرند. این دو باید حتماً کنار هم قرار بگیرد تا به نتیجه برسد و اگر یک طرفه باشد دچار آسیب می شود.

البته بحث من مقوله سومی هم داشت. ما مخاطب­مان را انتخاب کردیم؛ محتوا و رویکرد محتوایی­مان را هم مشخص کردیم و رسیدم به موضوع سوم یعنی مسالۀ نما­نام­سازی شخصیت؛ اینکه ما عناوینی داشته باشیم که این عناوین، عناوینِ محترم و قابل اعتنا و محبوبی برای مخاطب باشد. اینکه می­گویم عناوین هم از کارکتر گرفته یعنی شخصیت داشته باشد، شناسنامه داشته باشد و تیپ شخصیتی مشخصی داشته باشد و حرف مشخصی بزند.

این سه مقوله به اضافۀ سیاست­هایی که ما در مرکز داشتیم باهم جمع شد و هدایتگر شد در اینکه به سمت کدام پروژه و با چه رویکردی پیش برویم.

خوب با این مقدمه برویم سراغ مستند مسابقه فاز.

بله. فاز یکی از اولین پروژه‌‌‌‌هایی بود که در ابتدای کار مرکز اوج کودک و نوجوان با رویکرد جدید خلق شد. پروژه ای که ابتدا نامش «مانوبا» بود و با فراز  فرودهای مختلف به «فاز» رسید.

 ایدۀ اولیه یک مسابقۀ کلاسیک برای نوجوانان بود که سؤالاتی داشت و نوجوانان با شرکت در مسابقه و حضور در استودیوی برنامه به سؤالات پاسخ می­دادند.

 

مثل مسابقۀ هفته با رنگ و آب نوجوانانه؟

بله، البته این فقط ایده اولیه بود و هر چقدر جلو رفتیم، ایده پخته‌‌‌‌تر شد و به نسخه‌‌‌‌های جدیدی رسید و اغراق نیست بگویم که این ایده بیش از هفت مرتبه تغییر پیدا کرد. حتی تیم تولیدکنندۀ آن عوض شد تا رسید به این نسخه که الان در حال اجرا شدن است و اگر قرار باشد فاز فصل دومی داشته باشد شاید باز با این متفاوت خواهد بود.

در فاز قرار است نوجوان­ها صاحب یک عنوانی شوند که این عنوان به اینها کمک می­کند که آن اعتمادسازی که گفتیم یعنی به نوجوان باید اعتماد کرد؛ بیشتر دیده شود و در جامعه پررنگ ­تر شود. در واقع فاز می­خواهد کاری کند که نورافکن­ها را روی مقطع سنی نوجوانی پرنورتر کند تا دیگران نسبت به این مقطع سنی و دورۀ نوجوانی احساس تکلیف بیشتر کنند و اصلاً آن را ببینند و احساس کنند که باید در این حوزه بیشتر کار کرد.

اشاره کردید به اینکه  نوجوان ها قرار است در این مسابقه صاحب یک عنوانی شوند منظورتان نشان فرزند ایران زمین است؟

نه منظورم کل فاز و فضایی است که نما­نام فاز ایجاد می­کند وگرنه آن نشان ظاهر مساله است اما در حقیقت فاز قرار است این کار را انجام دهد که موثران جامعه نسبت به مسائل نوجوانان یک مقداری دقت­شان را بالاتر ببرند، توجه­شان را بیشتر کنند. همچنین خود نوجوان باید به این دیدگاه برسد که این مقطع سنی خیلی مهم و کلیدی است و مقولۀ شخصیت خودش برایش مهم باشد که در پس آن به همان هویت می­ رسیم. اینکه هویتش برای خودش مهم باشد و در پی این باشد که هویت و شخصیتش را به بهترین روش شکل دهد.

پس شما قصد ندارید متولی برنامه ­های تلویزیونی برای نوجوانان باشید و فقط میخواهید نقش رسانه ای را بازی کنید که این حساسیت را در میان مسئولین و کنشگران اجتماعی ایجاد می کند. درست است؟

قطعاً ما متولی این حوزه نخواهیم بود و نمی­خواهیم هم اینگونه شود، اما فکر می­کنیم اگر ما این هنر را داشته باشیم که جامعه اعم از مردم و مسئولین و به تعبیر شما کنشگران را حساس کنیم؛ کارِ خودمان را انجام داده ایم. مانند حوزۀ خردسال و کودک که در سال­ های گذشته این اتفاق افتاده و الان خود جامعه دیگر حساس است یعنی الان خود پدر و مادرها نسبت به کودکشان حساس هستند و نوع نگاه­شان با یک دهه قبل متفاوت شده است. خیلی هم کاری به سطح اقتصادی و فرهنگی ندارد و همه برای بچه ­هایشان حساس هستند و می ­دانند که باید توجۀ بیشتری بکنند و این اتفاقِ خوبی است.

خب برگردیم به فاز آیا قرار است «فاز» فقط همین مسابقۀ تلویزیونی باشد یا ادامه دار است؟

ما به «فاز» به عنوان یک ابرپروژه نگاه می‌‌‌‌کنیم. در مرکز اوج کودک و نوجوان به جمع بندی رسیده ایم که فقط تولید برنامۀ فاخر و خوب نمی‌تواند در جامعه جریان‌‌‌‌ساز باشد. حتماً باید در جامعه امتداد داشته باشد و زنجیره‌ای ارزشی از محصولات متنوع در کنارش باشد تا اثرگذاری‌‌‌‌اش بیشتر شود. درصدد هستیم این زنجیرۀ ارزش را در فاز، به‌عنوان یکی ازطرح‌های اولیه‌مان اجرا کنیم.

 به غیر از نسخۀ تلویزیونی، به نسخه‌‌‌‌های دیگر فاز هم داریم فکر می‌‌‌‌کنیم. البته برنامۀ ما این است که یک دور آزمایش کنیم. اگر از نسخۀ تلویزیونی بازخورد خوبی گرفتیم، به بقیۀ عرصه‌‌‌‌هایش هم بپردازیم. یعنی ممکن است فاز را در عرصۀ محصولات فروشگاهی ببینید. «فاز» را در زمینه‌هایی مثل بازی یا اپلیکیشن و خیلی از زمینه‌های دیگر می‌شود به مخاطب عرضه کرد. برای «فهرست مقدس» هم که یکی از تولیدات فاخر مجموعه است، همین شیوه را در نظر گرفتیم.

البته این نکته را هم باید مطرح کنم که ما واقعا تولیدکنندگان حوزۀ نوجوان خیلی کم داریم. نه فقط تلویزیون بلکه شما در هر حوزه­ای در رده سنی نوجوان وارد می­شوید می بینید خلاء وجود دارد. در حوزۀ کتاب، پوشاک، موسیقی، برنامه­ های ورزشی و میدانی، فیلم سینمایی، سریال و... که یکی از دلایل آن هم کنار هم قراردادن کودک و نوجوان است. نگاه ما این است که این واژۀ درستی نیست چون دوره کودکی و نوجوانی خیلی با هم متفاوت است. اگر بگوییم خردسال و کودک شاید یک مقدار بهم نزدیک باشند اگرچه آن هم امروزه با هم فاصله­ های معنی­داری دارند. نوجوان حتماً با جوانی و بزرگسالی نزدیکتر است، شخصیت نوجوان دنبال این است که خودش را به دیگران اثبات کند و عمدتاً هم الگوهایش در مقطع سنی خودش حتی نیست و بالاتر از خودش است. بنابراین نشان می­دهد واژه کودک و نوجوان، واژۀ درستی نیست و شاید باید واژه جدیدی جعل شود برای اینکه بخواهیم این گروه سنی را خطاب قرار بدهیم لذا ما این ها را از هم جدا می ­دانیم.

*آقای ملتجی در پایان درمورد خروجی و کارکرد اصلی و اهداف کلان مسابقه فاز هم برایمان بیشتر توضیح دهید؟

چیزی که مهم است و امیدوارم در خروجی هم این حاصل شود این است که نمی ­خواهیم صرفاً یک مسابقه­ تلویزیونی خوب بسازیم که یک برنده­ای داشته باشیم و یک بازنده، این هم مهم است و حتی در جاذبه ­هایی هم که گذاشتیم خیلی با مشورت پیش رفتیم، جایزه صد میلیونی هم دارد بعضی­ها هم شاید همین را هم نقد کنند اما نکته­ اساسی این است که ما حتماً در فاز نگاهِ تربیتی داریم، یعنی فاز فقط یک نمایش تلویزیونی نیست که خیلی جذاب باشد بلکه نگاهِ تربیتی در اجزای مختلف آن دیده شده است. حتی یک کاری که کردیم و باید آخر کار ببینیم این کار چقدر مثبت بوده این است که چند نفر مربی تربیتی در پروژه وجود دارند که اینها با تیم تولید همراه هستند و خیلی هم با تیم تولید بحث دارند که اگر کاری انجام می ­شود و مسیری در طراحی مسابقه گنجانده می شود به گونه ­ای باشد که فضاهای تربیتی قربانی مسائل تولید نشود.

همینطور هم­ گروه شدن نوجوانان با برنامه ریزی تربیتی صورت گرفته است اینکه افراد شرکت کننده چگونه با هم تعامل می کنند و این حتی در انتخاب برنده ها  هم لحاظ می شود. حتی در بعضی از فازها همین روابط باعث می­ شود تا یک نفر بازنده و یک نفر برنده شود. یعنی صرف اینکه یک نفر خوب کارش را انجام می دهد ملاک نبوده است و ما در انتخاب داورها هم روی این موارد حساسیت داشته ایم.

نکته دیگر در طراحی مسابقه فاز این بوده که نگاه جامعه را نسبت به فضای حاکم در مورد نخبگان نوجوان و جوان تغییر دهیم. اینکه نخبگی فقط دو سه محور خاص داشته باشد که اگر نوجوان در آن عرصه حرکت کند می­تواند به نخبگی برسد را دگرگون کنیم. حتی خود این واژه به نظر ما مساله دارد و خود من سعی می کنم خیلی از آن استفاده نکنم چون پارامترهایی که برای آن ارائه شده است صرفاً این است که مدال­هایی آورده شود. آن هم مدا­ل­هایی در مسابقات علمی و وقتی می­گوییم نخبه سریع این به ذهنمان می­آید؛ یعنی نخبگان علمی و درسی و این نگاه حاکم یک ذهنیتی به ما داده است که نخبگی فقط همین است.

لذا در تیم طراحی در ابتدا این نکته را مد نظر داشته ­ایم و واقعاً این است که هر نوجوانی خودش باید این باور را در خودش داشته باشد و ما به او کمک کنیم که بداند: هر انسانی ویژگی­ های شخصیتی خاصی دارد که فقط و فقط متعلق به خودش است و هیچ انسان دیگر روی زمین این را ندارد. پس یکی از اعجازهای آفرینش انسان همین است و فقط باید بتواند این ها را کشف کند و روی اینها کار کند و پرورش بدهد و از آن منظر طبیعتاً فرد ویژه، خاص و متمایز می­ شود.

{{ message }}

{{ 'Comments are closed.' | trans }}