فاز متر
پویش فاز متر
654

مدارس خیلی بیشتر از قبل نیاز به کمک تلویزیون دارند

کنشگری اجتماعی و ارتقای مشارکت دانش آموزان در امور مدرسه و جامعه یکی از مسائلی است که به خصوص در سال‌های اخیر مورد توجه کارشناسان و سیاست گذاران حوزه تعلیم و تربیت بوده است. طرح‌های متعددی نیز در این زمینه در مدارس، کتاب‌ها و سایر تولیدات آموزشی در سطوح خرد و کلان مطرح و اجرا شده است. چند صباحی هست که پخش یک مسابقه تلویزیونی ویژه نوجوانان به نام فاز (فرزند ایران زمین) توانسته زمینه بحث‌هایی را در این زمینه فراهم کند. در این مسابقه نوجوانان برای اجرای ایده‌های عام المنفعه اجتماعی خود از هفت مرحله عبور می‌کنند و در این مسیر با یکدیگر به رقابت می‌پردازند.

محمود فرشیدی، وزیر اسبق آموزش و پرورش درباره میزان موفقیت مدارس در جلب مشارکت دانش‌آموزان برای اداره و حل مشکلات مدرسه معتقد است: متاسفانه با وجود همه موفقیت‌ها و تدبیرها، در نظام آموزشی ما برنامه سامان‌یافته‌ای برای این مساله وجود ندارد، در حالی که اگر مدارس برای حل مشکلاتشان از دانش‌آموزان کمک بگیرند، چه بسا راه‌حل‌هایی که به ذهن بزرگترها نمی‌رسد و بچه‌ها ارائه می‌دهند و چه مشکلاتی که از نظر بزرگترها لاینحل جلوه می‌کند و بچه‌ها با جرأت آن را حل می‌کنند.

وی ادامه می‌دهد: البته در عین کاستی‌ها، قالب‌هایی برای مشارکت دانش‌آموزان در امور مدرسه و تمرین زندگی اجتماعی پیش‌بینی شده که عرصه خوبی برای این هدف است؛ مثل انتخابات «شوراهای دانش‌آموزی» که معمولا با شور و هیجان خاصی برگزار می‌شود و در جریان برگزاری آن، رشد خاصی در بچه‌ها مشاهده می‌شود، یا نهادی مثل «مجلس دانش‌آموزی» که قالب خوبی برای این هدف است، فعالیت‌های پرورشی هم بطور کلی زمینه خوبی برای جلب مشارکت دانش‌آموزان است.

فعالیت‌های پرورشی در حاشیه قرار دارند

فرشیدی اظهار کرد: نظام آموزشی ما عمدتاً آموزش‌محور است تا پرورش‌محور؛ در نظام آموزش‌محور «معلم» نقش محوری دارد و در نظام پرورش‌محور «دانش‌آموز» نقش اساسی را دارد و مربی در کنار او وظیف هدایتگری و نظارت را دنبال می‌کند. واقعیت نظام آموزشی ما این است که فعالیت‌های پرورشی الان در حاشیه قرار دارند، چون به گونه‌ای طراحی شده‌اند که تاثیری در امور مدرسه ندارند، به گونه‌ای که اگر یک روز معلم فیزیک در مدرسه نباشد، انگار همه توقف می‌کنند، ولی اگر فعالیت‌های پرورشی و اجتماعی مدرسه تعطیل شود، کسی حساسیت نشان نمی‌دهد؛ بنابراین نظام آموزشی ما عمدتا متمرکز بر آموزش آنهم از نوع حافظه‌ محور و برای تست‌زنی است، تا خلاقیت‌محوری.

این کارشناس تعلیم و تربیت البته به نقش اردوهای دانش‌آموزی در پرورش روحیه جمعی دانش‌آموزان هم اشاره می‌کند و می‌افزاید: بدلیل همان معضل آموزش‌محوری و سنگینی سایه آموزش بر پرورش، این اردوها هم معمولا کمرنگ باقی می‌مانند.

اهمیت تربیت اجتماعی در سند تحول

فرشیدی اظهار کرد: سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش که چند سالی است نهایی و ابلاغ شده و در حکم نسخه تحول برای نظام آموزشی است، 6 عرصه را برای تربیت دانش‌آموزان به موازات هم پیش‌بینی کرده و مورد تاکید قرار داده که یکی از آنها «تربیت اجتماعی» است؛ این ایده در یک دهه قبل با عنوان «مدرسه زندگی» در نظام آموزش و پرورش دنبال شد و هدفش این بود که مدرسه محلی برای تمرین مهارت‌های زندگی اجتماعی از جمله مهارت «حل مساله» و کمک به همدیگر برای پیشبرد امور باشد.

همان حساسیت فیزیک و شیمی برای فعالیت جمعی

وی به یک راه حل برای نهادینه شدن فعالیت‌های پرورشی و جمعی و بهره‌گیری از دانش‌آموزان برای اداره امور هم اشاره می‌کند و می‌گوید: باید همان حساسیتی که برای فیزیک و شیمی و ریاضی در مدارس وجود دارد، برای فعالیت‌های جمعی هم درنظر گرفته شود و برای این هدف، باید فعالیت‌های جمعی نیز در نظام ارزشیابی لحاظ شده و برای آنها نمره در نظر گرفته شود.

وزیر اسبق آموزش و پرورش به تجربه فعالیت تشکل‌هایی مانند هلال احمر مدارس، انجمن‌های اسلامی و بسیج دانش‌آموزی اشاره و تاکید می‌کند: باید مراقب بود که این فعالیت‌ها که عمدتا بدنبال تقویت روحیه کنشگری اجتماعی در بین دانش‌آموزان هستند، به صورت غیرضروری تحت‌الشعاع فعالیت‌های آموزشی حافظه‌محور قرار نگیرند.

فرشیدی می‌افزاید: تقویت این تشکل‌های دانش‌آموزی و ارتباط دادن میان آنها و دستگاه‌های مجری، هم به تقویت روحیه جمعی و مسئولیت‌پذیری بچه‌ها منجر می‌شود و هم از ظرفیت و نشاط دانش‌آموزان برای بهبود مسائل این دستگاه‌ها بهره گرفته می‌شود.

فرشیدی معتقد است: شاید فعالیت‌هایی مانند برگزاری مسابقات برای دانش‌اموزان به تنهایی کافی نباشد؛ مدارسی در کشور داریم که برنامه‌های جامعی برای مشارکت دانش‌آموزان در اداره امور خودشان دارند و البته اینها نیازمند آن هستند که رسانه ملی انعکاس روشن‌تر و گسترده‌ای از فعالیت‌هایشان داشته باشد. این کار، هم باعث دلگرمی این دانش‌آموزان می‌شود و هم باعث می‌شود تا این مدارس موفق، نقش الگوساز را برای دیگر مدارس داشته باشند.

این کارشناس خاطرنشان می‌کند: مدارس ما خیلی بیشتر از قبل نیاز به کمک تلویزیون دارند؛ مثلا گاهی یک مدیر روشن‌بین و خلاق و دردمند در یک مدرسه، کارهای جالبی برای رشد بچه‌ها و نشاط اجتماعی آنها انجام می‌دهد که انعکاس مناسب این فعالیت‌ها، قطعا باعث الگوسازی و ترویج آنها می‌شود.

فرشیدی به نمونه‌هایی از این قبیل فعالیت‌ها اشاره می‌کند و می‌افزاید: مثلا در مدارسی، نظرسنجی‌های جذاب و دوره‌ای برای دریافت نظرات دانش‌اموزان نسبت به امور مدرسه انجام می‌شود و اتفاقا ترتیب اثر نیز داده می‌شود و این باعث می‌شود تا دانش‌اموزان خودش را در اصلاح امور پیرامونی‌اش موثر ببیند و اعتمادش نسبت به بزرگتر‌ها جلب به میزان قابل توجهی جلب شود.

همراهی مربیان، لازمه کنشگری اجتماعی

فرشیدی درباره حد و مرز مشارکت دادن دانش‌آموزان در اداره امور مدرسه و اجتماع و ملاحظات تربیتی «کنشگری اجتماعی» آنها تاکید می‌کند: اگر در این زمینه دو نکته رعایت شود، در عمل فوق تصور نتیجه گرفته می‌شود، اول اینکه جلب مشارکت دانش‌اموزان و کمک گرفتن از انها باید بگونه‌ای باشد که همراهی مربیان و معلمان نه از موضع ریاست بر بچه‌ها – که اثرات معکوسی دارد – که از موضع همراهی و هدایت و رشد دادن آنها باشد و دانش‌آموزان خودشان نقش محوری را حفظ کنند و دیگر اینکه، مشارکت دادن بچه‌ها در امور مدرسه و بیرون از مدرسه، به صورت تردیجی و گام به گام باشد و توانمندی‌ها و روحیه ظریف آنها لحاظ شود، نه اینکه یکباره عالی‌ترین و سنگین‌ترین سطوح کارها به آنها سپرده شده و باعث خستگی و سرخوردگی آنان از یکطرف شده و از سوی دیگر، باعث بهانه‌گیری کسانی شود که موافق استفاده از توان دانش‌آموزان نیستند.

{{ message }}

{{ 'Comments are closed.' | trans }}