فاز متر
پویش فاز متر
%DB%B4%DB%B4

یک مسابقه فاز‌ساز

سبک جدیدی از برنامه‌سازی تلویزیونی در حال باز کردن جای خود در میان قالب‌های فرسوده و تکراری برنامه‌سازی است؛ سبکی که قاعده آن را اعتماد به مخاطب در عین پایبندی سرسختانه به قواعد رقابت می‌سازد. اما مدتی است که مسابقه نوجوانانه «فاز»، این سبک را که با نام «ریلیتی‌شو» از آن یاد می‌شود با ایده‌ای خلاقانه و جدی وارد مهم‌ترین مرحله زندگی مخاطبانش یعنی دوران نوجوانی کرده است. «فاز» نام این مسابقه که از حروف اول ترکیب «فرزند ایران زمین» گرفته شده است، اصطلاح پرکاربرد ادبیات و فرهنگ نوجوانی است و هربار که در کنار اعداد صفر و یک و غیره می‌نشیند باید منتظر یک بخش رقابتی نو، برای تعیین نوجوان برتر و برنده نهایی نشان سال «فرزند ایران زمین» بود. حالا این ریلیتی‌شوی نوجوانانه وارد چهارمین فاز خود شده است.

تفکر  مخاطب را به رسمیت بشناس!
گام اول ایجاد مشارکت و تعامل با مخاطب رسانه، به رسمیت شناختن قدرت اندیشه و دیدگاه‌های احتمالامتفاوت اوست. این رویکرد، زیرساخت قالب مسابقه فاز را تشکیل می‌دهد با این تفاوت که در این برنامه، این مخاطب نوجوان است که باید دست‌کم برای شرکت در این رویداد، یک مسئله محلی، بومی‌یا ملی را شناسایی کرده و به راهکاری برای حل آن بیندیشد. این شکل از برنامه‌سازی، مستلزم اعتماد بی‌شائبه به مخاطبان است. مسئله‌ای که شاید سال‌ها به خاطر سازوکارهای تحمیلی به رسانه ملی، از رویکردها و راهبردهای آن رخت بربسته بود. بنابراین به جرئت می‌توان گفت این برنامه که تهیه‌کنندگی آن را احسان کاوه برعهده دارد، در زودودن تردیدها، یأس‌ها و بی‌اعتمادی‌های خاک‌گرفته را از شکل برنامه‌سازی تلویزیونی موفق عمل کرده و این گردگیری را هم از سطح نوجوانان آغاز کرده که ازقضا نه تنها در تلویزیون بلکه در نظام آموزشی و تربیتی هم به فراموشی سپرده شده بودند.
انتخاب میان قانون و اخلاق را مزه‌مزه کن!
«فاز» به طرز غریب و تجربه‌نشده‌ای از نوجوانان انتظار دارد که به مسائل کلان کشور بیندیشند و حتی اگر دانش و امکانات لازم برای حل آن‌ها را ندارند، لااقل شجاعتش را کسب کنند. این رویه‌ای بود که در فاز صفر و یک برنامه، منجر به انتخاب 28 نوجوان دختر و پسر از سایر شرکت‌کنندگان شد. فاز صفر برنامه از شرکت‌کنندگان و عموم نوجوانان می‌خواست که «غر نزنند؛ بلکه بلند شوند و کاری کنند». این رویکرد حتی اگر به نتیجه‌ای عملیاتی در ایجاد تغییری عینی منتهی نشود، این فرهنگ و نوع نگرش را در مخاطبان خود ترویج خواهد کرد. و حالا این رویکرد به چهارمین مرحله خود رسیده تا شرکت‌کنندگان را در کشاکش سخت انتخاب میان قانون و اخلاق قرار دهد. برخی از شرکت‌کنندگان، مدعی هستند که می‌شود قانون را خم کرد اما نباید آن را شکست و از همین ظرفیت استفاده کرده‌اند تا به زعم خودشان چند گام در رقابت جلو بیفتند. اما داوران آنان را در چالش بزرگتری قرار می‌دهند. حتی اگر قانون، حدود رقابت را مشخص نکرده باشد، آیا اخلاق، شما را ملزم به رعایت حدودی که فطرتا از آن مطلعید، نمی‌کند؟ بدیهی است که این سوال که پیشتر در کشاکش انتخاب‌های شرکت‌کنندگان، پاسخ عملی دریافت کرده است، بیش از یک تئوری‌پردازی صرف است. آن‌ها با پوست و گوشت و استخوان‌شان فرهنگ رقابت را با موازنه کردن ارزش «برنده شدن» با ارزش «اخلاق» و «قانون» تجربه می‌کنند.
تلفیق ادب و مطالبه را تمرین کن!
اما به نظر می‌رسد که «فاز» با رصد چالش‌هایی که نوجوانان دیروز و کنشگران امروز در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی با آن‌ها مواجه هستند و خودشان نیز در خلق این چالش‌ها خواسته و ناخواسته مشارکت دارند، قفل‌ها و کلیدهای دیگری را هم پیدا کرده است. این ریلیتی‌شو با فرستادن شرکت‌کنندگانش به مدارس و نقد مدیریت آن، از نوجوانان می‌خواهد که به مرزهای اخلاق و نقد یعنی چگونگی «تلفیق ادب و مطالبه»، بیندیشند و ببینند که پس از افتادن در گیرودار آن، سری به سلامت بیرون خواهند آورد یا نه. داوران بخش دیگری از این مسابقه، نوجوانان را در بوته انتخاب میان «ایثار یا ادعا و دروغ» قرار می‌دهند و نوجوان، صادقانه ایثار نمی‌کند! انتخاب او اگرچه قهرمنانانه نیست اما دست‌کم اخلاقی است چرا که می‌توانست دروغ‌گویانه، ایثارکردن را برگزیند. حسن برنامه در چنین بخش‌هایی، آن است که اگر مخاطب بزرگسالی داشته باشد لابد از تماشای آرمان‌گرایی ناپخته نوجوانانی که هنوز با واقعیت‌های تلخ و سخت اجتماعی آب‌دیده نشده‌اند، یا لذت می‌برد و یا لااقل حس نوستالژیکی را نسبت به روزهای خوبِ «خوب بودن» در او برمی‌انگیزد.
کاش دهه شصت جدی‌تر بود!
دهه شصت، دهه سرنوشت‌سازی که نوجوانان آن، حالا به مرور وارد سازوکار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه می‌شوند، دهه‌ای بود که حتی یک برنامه یا کارتون تلویزیونی، از قدرت بی‌نظیری برای راهبری و جهت‌دهی در حوزه‌های کلان فرهنگی و اجتماعی آینده کشور برخوردار بود. آن آینده، امروز درحال تجربه و سپری شدن است درحالی که جز نوستالژی چند شخصیت کارتونی بیگانه، تعدادی دختر بی‌سرپرست(!) و اندکی «از تلویزیون فاصله بگیر تا چشم‌های قشنگت آسیب نبیند» چیزی باقی نمانده است. تلویزیون به کودکانه‌ها و نوجوانانه‌هایی جدی، اهمیت نمی‌داد و برای آن ایده‌ای نداشت و نتیجه آن امروز دیده جدی‌تر در کف خیابان‌ها دیده می‌شود. اما رسانه ملی به جدی گرفتن این نوجوانانه‌ها، بیش از همیشه نیاز دارد تا فرهنگ آینده‌اسازان کشور را بهتر رقم بزندو برای این مسئله، به چیزی بیش از یک مسابقه تلویزیونی، به یک جریان‌سازی عمومی‌نیاز است.
فاز را محض ترمیم فرهنگ رقابتی جدی بگیرید!
در فضای پرآسیب رقابت‌های جدی سیاسی و اجتماعی، از مناظره‌های انتخاباتی گرفته تا جشنواره‌های ملی فیلم و تئاتر و موسیقی تا چالش‌های فضای کاری و رقابت‌های درون‌سازمانی، اخلاق، تکیه به توانمندی‌های فردی، رفع نواقص و تلاش برای بهتر بودن و عمل به جای حرف، و مجموعا «خلأ فرهنگ درست رقابت»، گمشده همه است. بنابراین مجموعه این رویکردها از مسابقه فاز، اتفاقی بیش از یک برنامه تلویزیونی می‌سازد که شایسته است مورد توجه نخبگان فرهنگی و فعالان اجتماعی قرار گیرد. اگر شرکت‌کنندگان و بینندگان این برنامه و برنامه‌های مشابه، تصمیمات، کنش‌ها، جهت‌گیری‌ها، تعاملات، پیروزی‌ها و شکست‌های چنین رویدادی را به عنوان یک مسئله اجتماعی مورد بررسی قرار دهند و متریال آن را برای آینده فرهنگی و علمی‌کشور مورد آزمایش قرار دهند، به نتایج و شاید راهکارهای مناسبی برای تحلیل دست یابیم.

{{ message }}

{{ 'Comments are closed.' | trans }}